هنوزم امیدوارم چون مرداد هنوزم ادامه داره
-
تاریخ: 1405/6/28 ساعت: 19:35
آبی تر از ستاره آبی تر از ستاره ( فصل سوم ) هنوزم امیدوارم چون مرداد هنوزم ادامه داره... میترسم دیگه هیچوقت پیدا نکنی اینجارو پیدا نکنی... میترسم اصلا خودت نخواهی که دیگه بگردی و اینجارو پیدا کنی...من تنها امیدم به روزای آخر مرداد هست... شاید دوباره تولدت بهانه ای بشه پیدات کنم...به خدا من بی تقصیرم...
7 خرداد ۱۴۰۵
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 6:02
آخرین نوشته ام رو که گذاشتم هیچوقت فکر نمیکردم چند روز بعدش چه بلایی سرمون میاد و چه اتفاقاتی میوفته... بلاگفا هم فیلتر شد و حالا با اومدن نت بین الملل حداقل تونستم با فیلترشکن بیام اینجا... حرف خیلی زیاده ولی باشه واسه وقتی که تو اینجارو پیدا کنی... اولین کار من بعد وصل شدن نت اومدن به اینجا بود......
شب قدر
-
تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 14:27
چرا باید برای دوستی ما فکرکرد تانوشت؟چرا باید چندین و چند بار بنویسم و خط خطی کنم که در انتها بگویم:نه... این نوشته هم دلنشین نشد؟!! اینبار میخواهم بگویم خود نوشتن از تو کافی است برای همه چیز!!! خوبی ها ومهربانی هایت رابسان ستارگان آبی دوست داشتنی دلت تشبیه میکنم واینگونه میشود که شمارش آن همانند شم...
23 آذر ۱۴۰۲... شروع سیزده سالگی... تولدت مبارک...
-
تاریخ: 1402/10/5 ساعت: 12:57
رفیق... دوازده سال وبلاگ تموم شد... حالا شروع شد روزهای جدید سیزده سالگی...
پنج شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۲
-
تاریخ: 1402/8/14 ساعت: 11:36
سلام هالووین مبارک...
السلام علیک یا امام رضا
-
تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 11:24
اینجام...رو به روی پنجره فولادواست دعا کردم... نه به رسم رفاقت نه به رسم دوس داشتن؛ فقط به رسم غریبی آشنا برای تو منم پیش غریب دلنواز و مهمان نواز واست دعا کردم...فقط و فقط میگم یا امام رضا سلام...برس به داد من و الهام Adblock test (Why?)
سال ۱۴۰۲
-
تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 14:31
سلامسال جدید و عیدت مبارک...یکی یکی روزها و سال ها میان و میرن...عمر همینطور داره میره و داریم همینجور بزرگ و پیرتر میشیم... ( البته شاید کلمه پیر مناسب نباشه
تولدت مبارک...
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 20:08
چرا باید برای دوستی ما فکرکرد تانوشت؟چرا باید چندین و چند بار بنویسم و خط خطی کنم که در انتها بگویم:نه... این نوشته هم دلنشین نشد؟!! اینبار میخواهم بگویم خود نوشتن از تو کافی است برای همه چیز!!! خوبی ها ومهربانی هایت رابسان ستارگان آبی دوست داشتنی دلت تشبیه میکنم واینگونه میشود که شمارش آن همانند شم...
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 20:08
چرا باید برای دوستی ما فکرکرد تانوشت؟چرا باید چندین و چند بار بنویسم و خط خطی کنم که در انتها بگویم:نه... این نوشته هم دلنشین نشد؟!! اینبار میخواهم بگویم خود نوشتن از تو کافی است برای همه چیز!!! خوبی ها ومهربانی هایت رابسان ستارگان آبی دوست داشتنی دلت تشبیه میکنم واینگونه میشود که شمارش آن همانند شم...
بی خبری بد دردیه...
-
تاریخ: 1401/4/15 ساعت: 12:05
هر روز میام ولی خبری ازت نیستپست جدید نگذاشتم که آخرین پستم رو بخونی و نظر بدی اما بازم خبری نشد ک نشدعیدت مبارک البته سال جدید منظورمهماه رمضون هم شروع شدبه یاد ماه رمضون باهم بودنمونو البته امشب هم شب قدر هست و ذکر بند آخریا جواد...مثل همیشه به یادتم Adblock test (Why?)
روزت مبارک...
-
تاریخ: 1398/12/9 ساعت: 15:16
سلاممدتها از آخرین نوشته ام گذشته و من هروز صبر کردم تا برسم به ۲۵ بهمن و روز ولنتاین و بعدش هم ۲۶ بهمن و روز مادر و روز زن تا به عنوان یه دوست و یه عشق قدیمی بهت تبریک بگم...اما قسمت نبود و هفته گذشت
سوال مهم
-
تاریخ: 1398/12/9 ساعت: 15:16
تبریک متفاوت؟ امسال؟آیا قرار است مادر شوی؟؟؟آیا خبری در راه هست؟؟؟آیا چرا متفاوت؟؟؟آیا اتفاقی در حال رقم خوردن است؟؟؟
رمز همیشگی
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 2:36
خب... اینم از حرفی که قرار بود بزنم... ۵شنبه ۴ بهمن ۹۷
یک
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 2:36
میدونم هنوزم باورم نداری که دوستت دارم و واسم مهمی ولی الان میفهمم چرا اینقدر ناراحتی و سختی کشیدی... کاش میشد باهات یکم حرف بزنم... دوست داشتم توان اینو داشتم ک آرومت کنم بازم واسم حرف بزن از حرف زدن باهات لذت میبرم ازینکه درداتو غصه هاتو بهم گفتی احساس خوبی دارم ولی خب حرفات حرفای ناراحت کننده ای ...
دو
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 2:36
میشه یکم از خودمون بگی؟ ازینکه چیا از اون روزامون یادته؟ ازینکه در کنار همه سختی ها و مشکلات چه چیزی از خودمون واست با ارزش بوده و حفظ شده؟ نه اشتباه نکن که منظوری دارم یا هدفی فقط دلم میخواد راجب خودت راجب من راجب خودمون بگی راجب هرچی ک الان هنوز واست از خودمون مهمه؟ حتی خوشحال میشم نظر حالاتو راجب...
عشق...
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 17:36
مگه میشه فاطمیه اشکامون رو در نیاره تقصیر چشمای ما نیست، نام زهرا گریه داره... هرسال گناهکار ترمیشیم... ولی هنوز گدای نگاه توایم... + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 9:57  توسط محمد-MoHaMMaD |
سال جدید مبارک...
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 17:36
سلام مهربون... سلام قشنگترین قصه زندگی...سلام خاطرات همین حوالی... سلام سنگ صبورمن... سلام محرم راز من... سلام سلامتی میاره... سلامت باشی رفیق من... خوب باش؛ عاشق باش ؛ که لایق بهترین هایی... سلام خاطرات شیرین دوست داشتنی... سلام الهام زندگی... مگه م
پارسال؛ همین روزها...
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 17:36
پارسال؛ همین روزها بود... همین روزها بود که تو رفتی و حالا 1 سال شد که نیستی... نیستی اما یادت همیشه و هرلحظه هست... کاش میشد میفهمیدم هنوزم به خوتمون سر میزنی یا نه... هرجا هستی خوشبخت باشی رفیق... هرجا هستی خدا پشت و پناهت رفیق... پارسال؛ همی
دوباره امشب... دوباره شب قدر... شب زیبایی ها... شب خدا
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 17:36
دوباره خاطرات... دوباره دلتنگی ها... دوباره من و خدا... و شاید من و یاد تو و خدا... دوباره دوربین و شب احیا... دوباره توئه مخاطب... و شاید دوباره توئی ک نبودی تا باهم قرآن به سر بگیریم و مناجات کنیم... دوباره دعا برای تو... برای الهام زندگی...
فصل دهم : دوباره تولد... دوباره الهام...
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 17:36
امروز خورشید درخشانتر استــ...! و آسمان آبیتـر ... .نسیمــ زندگیــ را به پرواز میکشد... و پرنده آواز جدید میسرایــد...امروز بَهاری دیگر است...در روز تولد تـــــــــــــــو...!گمان میکنم هیچکس تولد خود را نخواهد دید،زیباترین تولد ها آنهاییست که