برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
آخرین نوشته ام رو که گذاشتم هیچوقت فکر نمیکردم چند روز بعدش چه بلایی سرمون میاد و چه اتفاقاتی میوفته... بلاگفا هم فیلتر شد و حالا با اومدن نت بین الملل حداقل تونستم با فیلترشکن بیام اینجا... حرف خیلی زیاده ولی باشه واسه وقتی که تو اینجارو پیدا کنی... اولین کار من بعد وصل شدن نت اومدن به اینجا بود...
امیدوارم که اول از همه حال خودت و خانوادت خوب باشه و دوم اینکه بیای پیامتو ببینم... انشالله
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
چرا باید برای دوستی ما فکرکرد تانوشت؟چرا باید چندین و چند بار بنویسم و خط خطی کنم که در انتها بگویم:نه... این نوشته هم دلنشین نشد؟!! اینبار میخواهم بگویم خود نوشتن از تو کافی است برای همه چیز!!! خوبی ها ومهربانی هایت رابسان ستارگان آبی دوست داشتنی دلت تشبیه میکنم واینگونه میشود که شمارش آن همانند شمارش ستارگان آبی شب های آسمان خدا, ازتوانم خارج میشود!!- انگشتم را به سمت آسمان نشانه میگیرم... یک؛دو؛سه؛ ... ؛و بازهم تمامی ندارد... بس است!! دیگر سعی بر نوشتن از تو ندارم، دلیلی هم برای این کار نمیبینم...کافی است برای بازگو کردن تو و دوستیمان چند کلمه را بازگو کنم... چیدمان و جمله بندی آن با تو... به قول خودت, کار سختش بامن, کار آسانش باتو...-محبت؛ محبت؛ محبت, مهربانی؛ معرفت و باز هم محبت سعی کن بااین کلمات جمله ای بسازی که خودرا از زمین تاهمان ستاره های خواستنی ات بالا ببری؛ کمتر از آن لایق تو نیست...محمد 23 آذرماه 90
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
رفیق... دوازده سال وبلاگ تموم شد... حالا شروع شد روزهای جدید سیزده سالگی...
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
سلام هالووین مبارک...
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
سلام
سال جدید و عیدت مبارک...
یکی یکی روزها و سال ها میان و میرن...
عمر همینطور داره میره و داریم همینجور بزرگ و پیرتر میشیم... ( البته شاید کلمه پیر مناسب نباشه
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
چرا باید برای دوستی ما فکرکرد تانوشت؟چرا باید چندین و چند بار بنویسم و خط خطی کنم که در انتها بگویم:نه... این نوشته هم دلنشین نشد؟!! اینبار میخواهم بگویم خود نوشتن از تو کافی است برای همه چیز!!! خوبی ها ومهربانی هایت رابسان ستارگان آبی دوست داشتنی دلت تشبیه میکنم واینگونه میشود که شمارش آن همانند شمارش ستارگان آبی شب های آسمان خدا, ازتوانم خارج میشود!!- انگشتم را به سمت آسمان نشانه میگیرم... یک؛دو؛سه؛ ... ؛و بازهم تمامی ندارد... بس است!! دیگر سعی بر نوشتن از تو ندارم، دلیلی هم برای این کار نمیبینم...کافی است برای بازگو کردن تو و دوستیمان چند کلمه را بازگو کنم... چیدمان و جمله بندی آن با تو... به قول خودت, کار سختش بامن, کار آسانش باتو...-محبت؛ محبت؛ محبت, مهربانی؛ معرفت و باز هم محبت سعی کن بااین کلمات جمله ای بسازی که خودرا از زمین تاهمان ستاره های خواستنی ات بالا ببری؛ کمتر از آن لایق تو نیست...محمد 23 آذرماه 90
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
چرا باید برای دوستی ما فکرکرد تانوشت؟چرا باید چندین و چند بار بنویسم و خط خطی کنم که در انتها بگویم:نه... این نوشته هم دلنشین نشد؟!! اینبار میخواهم بگویم خود نوشتن از تو کافی است برای همه چیز!!! خوبی ها ومهربانی هایت رابسان ستارگان آبی دوست داشتنی دلت تشبیه میکنم واینگونه میشود که شمارش آن همانند شمارش ستارگان آبی شب های آسمان خدا, ازتوانم خارج میشود!!- انگشتم را به سمت آسمان نشانه میگیرم... یک؛دو؛سه؛ ... ؛و بازهم تمامی ندارد... بس است!! دیگر سعی بر نوشتن از تو ندارم، دلیلی هم برای این کار نمیبینم...کافی است برای بازگو کردن تو و دوستیمان چند کلمه را بازگو کنم... چیدمان و جمله بندی آن با تو... به قول خودت, کار سختش بامن, کار آسانش باتو...-محبت؛ محبت؛ محبت, مهربانی؛ معرفت و باز هم محبت سعی کن بااین کلمات جمله ای بسازی که خودرا از زمین تاهمان ستاره های خواستنی ات بالا ببری؛ کمتر از آن لایق تو نیست...محمد 23 آذرماه 90
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
هر روز میام ولی خبری ازت نیست
پست جدید نگذاشتم که آخرین پستم رو بخونی و نظر بدی اما بازم خبری نشد ک نشد
عیدت مبارک البته سال جدید منظورمه
ماه رمضون هم شروع شد
به یاد ماه رمضون باهم بودنمون
و البته امشب هم شب قدر هست و ذکر بند آخر
یا جواد...
مثل همیشه به یادتم
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
تبریک متفاوت؟ امسال؟
آیا قرار است مادر شوی؟؟؟
آیا خبری در راه هست؟؟؟
آیا چرا متفاوت؟؟؟
آیا اتفاقی در حال رقم خوردن است؟؟؟
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
۵شنبه ۴ بهمن ۹۷
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
ولی الان میفهمم چرا اینقدر ناراحتی و سختی کشیدی...
کاش میشد باهات یکم حرف بزنم...
دوست داشتم توان اینو داشتم ک آرومت کنم
بازم واسم حرف بزن
از حرف زدن باهات لذت میبرم
ازینکه درداتو غصه هاتو بهم گفتی احساس خوبی دارم ولی خب حرفات حرفای ناراحت کننده ای هست
یعنی تو دوسش نداری و داری فقط میگذرونی؟
یا اینکه نه دوسش داری ولی فقط ازش ناراضی هستی؟
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی
ازینکه چیا از اون روزامون یادته؟
ازینکه در کنار همه سختی ها و مشکلات چه چیزی از خودمون واست با ارزش بوده و حفظ شده؟
نه اشتباه نکن که منظوری دارم یا هدفی
فقط دلم میخواد راجب خودت راجب من راجب خودمون بگی
راجب هرچی ک الان هنوز واست از خودمون مهمه؟
حتی خوشحال میشم نظر حالاتو راجب خودمون بدونم...
کوتاه و مختصر نگو
اقتصادی نگو
میخوام ته دلتو بگی
برچسب:
نویسنده: کیان محمدی